الشيخ محمد حسين الأعلمي

31

تراجم أعلام النساء

--> - دودمانت سيه از دود فضاحت نكنى * هان كه رندى نزند ز آتش شهوت شررت هنرى كت نكند حفظ حيا وعفت * خاك بد بختى بادا بسرت باهنرت نه ز دهقان ولى از دكتر افشار شنو * پرده زينهار ميفكن ز رخ چون قمرت پرده زنهار ميفكن ز رخ چون قمرت * تا مبادا بزند ديدهء ناكس نظرت قمرت گفتم وتشبيه خطا كردم از آنك * چون تو كس نيست كه مانند كنم بر دگرت اين لطافت كه تو دارى نه دگر كس دارد * دزدى طبع بريده است لباسى ببرت گرد بر روى مزن وسمه بر ابروى مكش * كه تو خوبى نتوان كرد از اين خوب‌ترت پشت لب خال منه عطر به گيسو مفشان * زلف كج باز مكن تا كه نگيرد قمرت چون طبيعت به تو داده است ميانى باريك * به كمربند چه حاجت كه ببندى كمرت حرف بسيار مزن با دهن كوچك خويش * ترسم ارزان بشود گفتهء همچون شكرت رقص با هركس وهرجاى مكن مىترسم * نقض حسنت بشود عيب بجاى هنرت همه جا پاى منه رام مشو باده منوش * واي از آن لحظه كه از خويش نباشد خبرت كمتر از خانه برون پاى بنه بىمادر * سر بازار ومحله اگر افتد گذرت -